خرید بک لینک
به نام خدا سلام پاییز برای من از امروز صبح شروع شد؛ وقتی که از خانه بیرون رفتم تا به کارهای معموله بپردازم. و در آخر، هنگام برگشت، اولین باران این فصل را دیدم. حالم خوب است این را مطمئنم ولی هجوم خاطرات... کاش کمی با فکر تر بودید آن وقت روزگار خوش تری داشتیم. من و اخوان در یک موضوع هم عقیده ایم: پادشاه فصل ها، پاییز!برچسبها: پاییز, پادشاه فصل ها, باران نوشته شده توسط زهره دلجوان در ساعت 23:19 | لینک |

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 0:20

به نام خدا

بیا تا قـــدر همدیـــگر بدانیم

که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم

غرض ها تیره دارد دوستی را

غرض ها را چـــرا از دل نرانیم

مولانا


برچسبها: مولانا, شمس
نوشته شده توسط زهره دلجوان در ساعت 20:7 | لینک |

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 0:20

به نام خدا

به هرکه دوست داری بیاموز که: عشق از زندگی کردن بهتر است،

و به هرکه دوست تر می داری بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر است.

*در گذشته عقیده داشتم که عشق وجود ندارد، در نهایت پذیرفتم که شاید عشق وجود داشته باشد ولی من دلیلی برای اثبات آن ندارم.


برچسبها: دکتر شریعتی
نوشته شده توسط زهره دلجوان در ساعت 19:27 | لینک |

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 0:20

به نام خدا یکی از حسرت های بزرگ زندگی من و شاید بزرگترین آنها دیدن پدربزرگم است (گویا او فردی با خصوصیات بارز اخلاقی بوده، اینطور که شنیده ام). دلم می خواست او را ببینم و "حاج بابا" صدایش کنم. این حسرت برمی گردد به این تفکر که اگر او زنده بود قطعاً همه چیز جور دیگری اتفاق می افتاد و این فکر چندان هم غیر منطقی نیست (واضح ترین تفاوت هم همان حضورش بود). چندوقت پیش که بعد از تقریباً ۸ سال قدم به بهشت زهرا گذاشتم، سر قبر حاج بابا رفتم. می دانم گله از کسی که مرده است مضحک بنظر می رسد اما من گله های زیادی داشتم. چرا بیشتر عمر نکردی تا همه چیز جور دیگری باشد؟؟برچسبها: حاج بابا نوشته شده توسط زهره دلجوان در ساعت 16:45 | لینک |

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 0:20

صفحه بندی